العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

248

شرح كشف المراد ( فارسى )

و ايضا بقول علماء : المقدور مع الواسطه مقدور ، تنظير : همانگونه كه فعل متولد مسبوق به فعل مباشر است همچنين فعل مباشر هم مسبوق به اراده است كه قبل از اراده و داعى آن فعل مقدور من است و امكان ذاتى دارد ولى بعد الاراده آن فعل حتمى شده و وجوب وجود پيدا مىكند ولى اين وجوب وجود از داعى سرچشمه گرفته و منافاتى با اختيار ندارد . 2 - مستشكل مىگويد : شما گفتيد حسن مدح و ذم دليل آنست كه افعال متولده به ما مستند است ما مىگوئيم : مجرد مدح و ذم دليل آن نيست كه فعل متولده مستند به ما باشد بلكه گاهى ديگرى را بر فعل متولد مذمت مىكنيم حتى اگر يقين داشته باشيم كه فعل مستند به خدا است نه به ما فى المثل كسى كه كودكى را در آتش مىافكند و آتش او را مىسوزاند و خاكستر مىكند ما اين ملقى و افكننده را مذمت مىكنيم درحالىكه احراق و سوزانيدن فعل او نيست بلكه فعل خداست پس مذمت دليل نمىشود كه فعل متولد فعل ما باشد . جواب ما : مذمت در اين مثال بر سوزاندن نيست بلكه مذمت بر القاء است كه فعل مباشر باشد يعنى در حقيقت مىخواهيم بگوئيم : چرا او را در آتش افكندى ؟ مگر نمىدانستى كه آتش او را مىسوزاند ؟ و گرنه خود احراق كه از فعل خدا است و خدا اين تاثير را به آتش داده مذمتى ندارد بلكه امرى حسن و لازم است زيرا كه اولا مشتمل بر عوض اخروى است و ثانيا مقتضاى سنتهاى الهى است چون اگر آتش نسوزاند و آب تر نكند و سنگ سر كسى را نشكند و خلاصه اگر نظام اسباب و مسببات حاكم نباشد و از هر سببى مسبب خاصى سر نزند كه زندگى بر بشريت تلخ مىگردد و حيات مفهومى نخواهد داشت پس مصالح عامه بر مصلحت شخص مقدم است آرى گاهى اين سنتها در زمان انبياء ( عليهم السلام ) نقض مىشد تا معجزه باشد و قدرت الهى بر